استخدام آموزش و پرورش

استخدام آموزش و پرورش

درخواست استفاده از تخصص قبول‌شدگان سه برابر ظرفیت آزمون آموزش و پرورش

#استخدام_داوطلبان_آموزش_و_پرورش

«درخواست استفاده از تخصص قبول شدگان سه برابر ظرفیت آزمون آموزش و پرورش» تأیید و با موفقیت منتشر شد:
https://www.karzar.net/80930

با به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاع‌رسانی کنید و از آنها برای جمع‌آوری امضا کمک بگیرید.
#منفعل_نباشیم

درخواست استفاده از تخصص قبول‌شدگان سه برابر ظرفیت آزمون آموزش و پرورش

#استخدام_داوطلبان_آموزش_و_پرورش

عطاری محیا

آدرس ایتا

عطاری محیا

mahya_attari@

روغن حنظل

روغن حنظل پایه کنجد

خواص:

رفع درد دندان به صورت ماندگار

ترمیم لثه

ترمیم دندان و عصب دندان

رفع درد هنگام دندان درآوردن کودکان

رفع عفونت لثه و دندان

طریقه مصرف :

هر شب دو قطره در گوش طرف دندانی که درد می کند بریزید و ۱۰ تا ۱۵ دقیقه به همان طرف بخوابید بین ۳ تا ۵ روز درد دندان از بین می رود برای ترمیم درمان باید ادامه پیدا کند

آدرس عطاری محیا در ایتا

mahya_attari@

مادر پاسخگو    https://lorestan.iqna.ir/fa/news/402983

گزارش ایکنا از لرستان، کتاب �مادر پاسخگو� تألیف مشترک محمدعلی مرادی و مینا ترکاشوند سه‌شنبه، ۲۸ دی در مرکز اسناد و شناسایی مفاخر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بروجرد رونمایی شد.

این کتاب در خصوص مشاوره و آموزش خانواده و تربیت کودکان است و در آن مطالب جامع و کاربردی در زمینه روانشناسی رشد کودک از پیش از تولد تا دوران بلوغ، اصول اصلاح و تغییر رفتار و شیوه‌های صحیح فرزندپروری، آمده است.

محمدعلی مرادی متولد سال ۱۳۶۱ بروجرد دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی است و حدود دوازده سال سابقه فعالیت آموزشی و تربیتی كودکان و نوجوانان در مؤسسات و آموزشگاه‌های زیر نظر آموزش و پرورش و بهزیستی دارد.

مینا ترکاشوند متولد سال ۱۳۶۹ بروجرد دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی است و در مدارس شهرستان بروجرد به عنوان مشاور و روانشناس فعالیت  می‌کند و کتاب فوق اولین کتاب این زوج بروجردی است.

کتاب مادر پاسخگو

https://boroujerd.farhang.gov.ir/fa/news/618956/%

رونمایی از کتاب «مادر پاسخگو» تالیف مشترک محمد علی مرادی و مینا ترکاشوند

 

به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بروجرد، کتاب «مادر پاسخگو» تالیف مشترک محمد علی مرادی و مینا ترکاشوند ، صبح روزسه شنبه 28 دی ماه 1400 در مرکز اسناد و شناسایی مفاخر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بروجرد رونمایی گردید.

این کتاب در خصوص مشاوره و آموزش خانواده و تربیت کودکان می باشد و در آن مطالب جامع و کاربردی در زمینه روانشناسی رشد کودک از پیش از تولد تا دوران بلوغ، اصول اصلاح و تغییر رفتار و شیوه های صحیح فرزند پروری، آمده است.

محمد علی مرادی متولد سال 1361 بروجرد دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی است و حدود دوازده سال سابقه فعالیت آموزشی و تربيتی کودکان و نوجوانان در موسسات و آموزشگاه های زیر نظر آموزش و پرورش و بهزیستی دارد.

مینا ترکاشوند متولد سال 1369 بروجرد دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی  عمومی است و در مدارس شهرستان بروجرد به عنوان مشاور و روانشناس فعالیت  می نماید.

کتاب فوق اولین کتاب این زوج می باشد.

۲۹ دی ۱۴۰۰ ۱۱:۳۳

 

«رفتارهای غلیظ»

«رفتارهای غلیظ»

هر جایی دیدید یک رفتار به شکل غلیظ اظهار می‌شود بدانید که به احتمال بسیار زیاد در پشت صحنه( یعنی در باطن فرد) عکس این رفتار وجود دارد.

کسی که خیلی غلیظ با ادب است، باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است.

کسی که خیلی غلیظ خودش را سر به زیر و ماخوذ به حیا نشان می دهد، بدانید که خشمی فراوان پشت این شرم پنهان است.

یا اگر کسی خیلی بیش از حد و غلیظ اظهار معتمد بودن می کند، بدانید که در باطنش «خیانت» اولین گزینه است.

کسی که خیلی غلیظ با غیرت و متعصب است در باطنش آتشفشانی از  فساد، منتظر انفجار است.

كسی كه خیلی غليظ به دینداری و پاک‌منشی خود را مطرح می كند؛ شک نداشته باشيد با اين نما، باطنی عاری از هر گونه اعتقاد وجود دارد.

آدم ها پشت رفتارهای غلیظ پنهان می‌شوند تا حجم بزرگ منفی‌های درونشان را استتار کنند.

مواظب رفتارهای غلیظ باشید و از همه ی آنها مهم تر سراغ غلیظ‌های خودتان نيز بروید تا ببینید کدام رفتار افراطی را از خود نشان می‌دهید.

Corona prevention and definitive treatment with Islamic medicine

Corona prevention and definitive treatment with Islamic medicine
Imam Kazem's Summer Miracle Combination: Grind in equal proportions black halibut and fennel and brown sugar and sprinkle on the throat morning and night and do not eat anything for an hour.

Corona prevention and definitive treatment

Corona definitive treatment with Islamic medicine
Imam Kazem's medicine
Winter composition of black halibut, brown, brown sugar, all grind to the same amount, and sprinkle on the bottom of the throat every morning and night, and do not eat anything for an hour.

علت بر هم خوردن تعادل بدن


اگر بدن تعادل نداشته باشد، عملا حرکتی نخواهد داشت. تصورش را کنید که یک جا نشسته یا ایستاده اید، اما گویی دنیا دور سرتان می چرخد و تعادل تان در حال به هم خوردن است. در این صورت احتمال اینکه بیافتید، خیلی زیاد است.


 

سرگیجه

 

بدن ما بدون اینکه خودمان متوجه باشیم، از اعضای مختلف مانند چشم ها، گوش داخلی، ماهیچه ها، مغز و اعصاب کمک می گیرد تا راه برویم، بنشینیم، بایستیم و خلاصه اینکه کارهای روزمره مان را انجام دهیم. اگر خدای نکرده به خاطر مشکلی این تعادل از بین برود، سرپا ایستادن غیرممکن خواهد بود.

 

درست است که با افزایش سن و به مرور زمان تعادل بدن دستخوش تغییراتی شده و کمتر می شود، اما مشکلات و بیماری های متعددی نیز هستند که روی تعادل بدن ما تاثیر می گذارند. در نتیجه فرقی نمی کند در چه سن و سالی هستید، با وجود این مشکلات امکان اینکه دچار سرگیجه و عدم تعادل بدنی شوید، زیاد است.

 

در این مطلب شما را با 8 بیماری رایج که تعادل بدن را با مشکل مواجه می کنند بیشتر آشنا می کنیم. لطفا با ما همراه باشید.

آلزایمر

 

1- دیابت کنترل نشده

دیابت کنترل نشده طوفانی در تمامی اندام های بدن ایجاد می کند. اگر کسی از بیماری خود خبر نداشته باشد و آن را کنترل نکند، دچار مشکلاتی در بینایی، نارسایی کلیوی، آسیب های عصبی، اختلالات کلامی و عدم تعادل خواهد شد.

توجه داشته باشید که عدم تعادل معمولا نتیجه ی از دست دادن حس ها، آسیب های عصبی و جریان خون ناکافی به سمت پاها است.

متاسفانه دیابت کنترل نشده می تواند به طور جدی و خطرناکی به رگ های خونی و عصب ها آسیب بزند و همین مسئله نیز منجر به بروز مشکلات جدی در پاها می شود که حتی تا قطع پاها نیز پیش می رود.

 

معاینه گوش

 

2- مشکلات گوش داخلی

استخوانچه های گوش در ناحیه کاسه چشم به هم متصل می شوند و حلزون شنوایی یعنی همان بافت استخوانی دالانی شکل در داخل گوش داخلی روی دید تاثیر گذاشته و تعادل بدن را حفظ می کند.

به گفته متخصصین بیماری های تعادلی دانشگاه اورگون در پورتلاند، به همین دلیل عفونت گوش می تواند باعث بروز سرگیجه و احساس عدم تعادل شود.

معمولا در افرادی که سرگیجه دارند، در قدم اول سلامت گوش شان بررسی می شود تا از عدم وجود هر نوع بیماری و عفونت اطمینان حاصل شود.

 

سردرد

 

3- میگرن

افرادی که به میگرن مبتلا هستند به خوبی می دانند که دردهای ناشی از این بیماری می تواند باعث بروز مشکلماشین گرفتگی، اختلال دید و حتی برهم خوردن تعادل بدن شود.

مبتلایان به میگرن بیش از پیش نسبت به نور و صدا حساس می شوند و تحمل این شرایط برایشان دشوار است. زمانی که سیستم بینایی قادر نباشد از طریق مغز، به درستی محرک های بیرونی را دریافت و با آنها برخورد کند، مشکل سرگیجه بروز کرده و تعادل فرد به هم می خورد.

نتایج پژوهش هایی که در Journal of Vestibular Research به چاپ رسیده است نشان می دهد سرگیجه های ناشی از میگرن باعث به وجود آمدن انقباض شاهرگ و جریان خون کم به سمت مغز می شود.

این نوع سرگیجه ها مناطقی از مغز را مورد هدف قرار می دهند که وظیفه ی کنترل تعادل بدن را به عهده دارند. در نتیجه باعث عدم تعادل بدن می شوند.

 

درد پا

 

4- دردها و بیماری های مربوط به پا

یکی از علل واضح عدم تعادل بدن به بیماری های پا مربوط می شود. مشکلات و ناراحتی های موجود در پاها مانند پینه، میخچه، خار پاشنه، پادرد و غیره می تواند روی ثبات فرد تاثیر گذاشته و خطر افتادن یا لیز خوردن را افزایش دهد.

در هر صورت، مشکل جزئی یا جدی در سلامت پاها روی تعادل فرد تاثیر منفی می گذارد.

 

فشار خون طبیعی

 

5- فشار خون پایین

افت فشار خون زمانی بروز می کند که فشار خون در عروق کم باشد و مغز به اندازه ی کافی اکسیژن دریافت نکند. این مسئله باعث می شود زمانی که فرد به یک باره و سریع از جای خود بلند می شود، دچار سرگیجه و سیاهی رفتن چشم و بیهوشی شود.

معمولا زمانی که فشار خون پایین تر از 60 روی 90 باشد گفته می شود فرد دچار مشکل فشار خون پایین است.

 

پارکینسون

 

6- مشکلات عصبی

اختلال در سیستم عصبی می تواند باعث بروز مشکلات زیادی در تعادل بدن شود، به عنوان مثال افرادی که از بیماری هایی مانند ام اس یا پارکینسون رنج می برند، یا افرادی که سکته مغزی کرده اند و یا مبتلایان به آتروفی مخچه بیشتر در معرض عدم تعادل بدن قرار دارند.

این افراد معمولا کنترل درستی روی پاها و دست هایشان ندارند و به راحتی تعادلشان را از دست می دهند.

 

داروهای اعتیادآور

 

7- مصرف برخی داروها

با وجود اینکه داروها برای درمان و مقابله با یک بیماری تجویز می شوند، اما حتما می دانید که اکثرشان عوارض جانبی دارند و تاثیر منفی روی تعادل بدن می گذارند.

توجه داشته باشید که برخی داروهای آرامبخش، داروهای ضدافسردگی، آنتی هیستامین ها و داروهای کنترل کننده فشار خون می توانند باعث بروز مشکلات بینایی، خواب آلودگی و سرگیجه شده و به گوش داخلی که مرکز حفظ تعادل بدن است آسیب برسانند.

پس بهتر است در مصرف این قبیل داروها احتیاط کرده و خودسرانه سراغ آنها نروید.

 

فشار خون بالا و چشم‌ها

 

8- بیماری های چشمی

برخی از بیماری ها مانند دیابت می توانند آسیب جدی به بینایی زده و باعث بروز اختلالاتی در تعادل بدن شوند. اما باید بدانید که خود بیماری های چشمی نیز باعث بروز سرگیجه و عدم تعادل می شوند.

به عقیده متخصصان چشم، بررسی سالانه ی سلامت چشم برای تشخیص بیماری های احتمالی و پیشگیری از گسترش آنها مانند آب سیاه، آب مروارید و غیره لازم و ضروری است.

این بیماری ها روی درک ما از عمق و ارتفاع تاثیر منفی گذشته و سلامت بینایی را به خطر می اندازند. در بیشتر موارد تشخیص زودهنگام این بیماری های کمک زیادی در درمان آنها می کند.

درمان آب مروارید به بازیابی تعادل بدن کمک زیادی می کند.

تربیت کودک و آموزش خانواده

پیشگفتار :

والدین گرامی برای نزدیکتر شدن شیوه های برخورد ما ( مربی والدین) با نو آموزان ، سعی کردیم قطره ای از دریای بیکران نظرات تربیتی را در چند صفحه گردآوری کنیم ،برای استفاده ی شما عزیزان در اختیارتان قرار دهیم هر چقدر مربیان و والدین در تربیت و پرورش کودکان با هم هماهنگ گام بردارند کودکان سازگارتر می شوند و در امر تربیت زودتر به نتیجه مطلوب خواهیم رسید . خواهشمندیم بعد از مطالعه این نوشته ، مارا از نظرات و انتقادات سازنده خود بهره مند فرمائید .

 

 

 

 

 

آموزش خانواده و تربیت کودک

بی تردید تربیت فرزندان از مهمترین و در عین حال دشوارترین امور است زیرا بسیاری از نابسامانی های

روانی و اخلاقی انسان ناشی از تربیت نادرست او دردوران کودکی می باشد.

به چه دورانی (کودکی ) گفته می شود ؟

 

معمولا ازآغاز تولد تا حدود 13-12 سالگی را که تقریبا پایان دوره دبستان است ، دوران کودکی می نامند.

 

این دوره از 2 بخش عمده تشکیل می شود :

 

1- دوره قبل از دبستان ( پیش دبستانی)         

2-  دوره دبستان

 

تربیت کودک در تعالیم اسلامی به سه دوره هفت ساله تقسیم می شود :

 

هفت سال اول را که تقریبا مطابق با دوره ی قبل از دبستان است ، «دوره ی سیادت» نامیده اند.

 

هفت سال دوم را «دوره ی اطاعت » نامگذاری کرده اند .

 

هفت سال سوم را « دوره ی وزارت » نام نهاده اند .

 

 

کودکانی که در سالهای اول زندگی دچار اضطراب و تشویش می شوند یا با تنبیهات والدین روبرو می شوند ممکن است در مراحل بعدی دچار انواع مشکلات رفتاری شوند . بنابراین حتی المقدور نباید از تنبیه استفاده کرد یا در آن زیاده روی کرد به ویژه نباید از تنبیه بدنی استفاده کرد .

گرایش به استقلال لازمه رشد کودک است آزادی های بیش از حد سبب می شود که کودک به موجودی هوسباز و لذت طلب و بی بند و بار تبدیل شود .

می بایست از دادن پاسخ های نادرست به کودک پرهیز کرد در پاسخ پرسش های کودک نباید دروغ گفت یا مسائل اشتباهی را به او آموخت . و همچنین نباید پرسش کودک بی جواب باقی بماند .

همبازی شدن با کودکان

 

یکی از مسائل اساسی در تربیت کودکان این است که پدر و مادر یا مربی بتواند خلق و خوی خود را هم سطح کودک کند.

                             چون سرو کار تو با کودک فتاد     پس زبان کودکی باید گشاد

 

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

 

هر که کودکی دارد باید در راه تربیت او ، خود را تا سر حد کودکی پایین بیاورد . ( خود را با دنیای او هماهنگ ساخته ، رفتاری که در خور درک اوست پیش گیرد ).

 

یکی از روشهای پروش شخصیت کودکان ، شرکت در بازی آنهاست .همبازی شدن با کودکان علاوه بر این که او را غرق لذت و شادی می کند و صمیمیت را افزایش می دهد ، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی را در کودک تقویت می کند .

 

 

در برابر خواسته های نا معقول کودکان تسلیم نشویم

 

کودک به تدریج که بزرگتر می شود ، نیازهای متنوع تری پیدا می کند و بر دامنه ی خواسته های او افزوده می شود .پدر و مادر باید به صورت معقول این نیازهای طبیعی را برآورده سازند . چون کودکان گاهی نیازهای نا معقول دارند و غالبا می خواهند با توسل به زور ، فشار ، گریه و .... آنها را به دست آورند ، این وظیفه والدین است که در مقابل خواسته های نا معقول کودکان مقاومت کنند و تسلیم گریه و جیغ و داد کودک نشوند .سلاح کودک در سنین اولیه کودکی گریه سپس گریه و فریاد و جیغ و قهر است .

 

 

مهر و محبت

مهر و محبت کافی به فرزندان لازمه ی رشد کودکان است .اما از زیاده روی در محبت بپرهیزید .

امام محمد باقر (ع) می فرمایند : ( بدترین پدران کسی است که در محبت و نیکی نسبت به فرزند زیاده روی کند.)

محبت باید چنان باشد که :

اولا ً : فرزندان بیش از حد وابسته بار نیایند .

ثانیا ً : از خود راضی ، پر توقع و لوس بار نیایند . فرزندانی که بیش از حد مورد محبت والدین قرار میگیرند ،  از دیگران نیز توقع محبت های آنچنانی را دارند و زمانی که وارد جامعه می شوند ، چون توقعات آنها برآورده نمی شود ، سر خورده ، مأیوس و افسرده می شوند .

 

 

قاطعیت در تربیت

 

قاطعیت از شرایط لازم در تربیت است . منظور از قاطعیت ، محکم ، جدی و استوار بودن در رأی و تصمیم خویش است . اگر اصولی چون محبت ، صمیمیت ، تکریم شخصیت و .... با قاطعیت توأم نباشند ، نتیجه لازم از آنها گرفته نمی شود . در محیط خانواده به همان اندازه که مهر و صفا لازم و حیاتی است ، وجود قاطعیت ، جدیت و مدیریت نیز ضروری است . اگر فرزندان این ویژگی ( اقتدار و قاطعیت ) را در والدین بویژه پدر سراغ نداشته باشند از او حساب نمی برند و او را جدی نمی شمارند ؛ در نتیجه افرادی خود سر ، گستاخ و غیر جدی بار می آیند . در صورتی که لازمه ی تربیت این است که در مواردی ، والدین با قاطعیت در برابر کار خلاف یا خیره سری های فرزند بایستند و او را از ان کار باز دارند ؛ به طوری که همواره این احساس در فرزند وجود داشته باشد که فردی رها شده به حال خود نیست و لازم است اصولی را که در خانواده وجود دارد محترم بشمارد ودر هماهنگ ساختن خود با آنها بکوشد.

 

 

توانایی کودکان پیش دبستانی

 

کودکان پیش دبستانی توانایی های محدود تری نسبت به کودکان بزرگتر از خود دارند.آنان وقت کمتری را صرف انجام تکالیف خود می کنند و کمتر نیز قادرند تا بر روی جزییات یک موضوع متمرکز شوند.هر چند با شروع دوره پیش دبستانی ،این کودکان توانایی بیشتری از نظر توجه به دست می اورند و نسبت به کودکان سه ساله دقیق تر و منظم تر می شوند،اما هنوز نمی توانند به بررسی تکالیف پیچیده و یا قضاوت در مورد تصاویر پر از جزییات بپردازند.

آنان به ندرت می توانند تصمیم درستی در مراحل انجام تکالیف دشوار اتخاذ و یا اینکه آن مراحل را با نظم و ترتیب انجام دهند.برنامه ریزی برای انجام یک تکلیف چند مرحله ای ،نیازمند به رشد بیشتر توانایی پردازش اطلاعات است.

کودکان پیش دبستانی ،به خوبی قادر به عمل بازشناسی هستند به این صورت که اگر  تعدادی اسباب بازی را به آنان نشان دهیم و سپس به آنها تعدادی از اشیاء ناآشنا را اضافه کنیم این کودکان به خوبی می توانند عناصر قدیمی را از جدید تشخیص دهند. در مقابل کار یادآوری برایشان دشوارتر است.

 

 

انواع حافظه

 

حافظه انواع مختلفی دارد.یک نوع از آن،حافظه زندگی نامه ی شخصی است که در آن فرد رویدادهایی را که در زندگی شخصی خود تجربه می کند بازنمایی می نماید.نوع دیگر،حافظه روز مره است که مربوط به یاد آوری رویدادهای تکراری و آشنا است.کودکان پیش دبستانی مانند بزرگسالان ،این رویدادها را به صورت (سناریوها) یعنی شرح کلی آنچه که روی داده و زمان وقوع آنها در یک موقعیت خاص به یاد می آورند.بر طبق نظریه پیاژه ،تفکر کودکان 5 و 6 ساله ،حالت شهودی دارد.یعنی تفکری است که به جای استدلال عقلانی مبتنی بر حدس درباره ی واقعیات است.از آنجا که نمادهای کودکان بر اساس تجارب شخصی ایشان شکل می گیرند،دارای تفاوت های کیفی زیادی با یکدیگر هستند.واژه های کودکان نیز دارای معانی مشخصی اند و به همین جهت سبب تکلم و تفکر خود مدارانه در آنها می شوند.تمرکز گرایی کودکان سبب توجه آنان در آن واحد بر یک جنبه ی شی می شود و چگونگی استدلال آنان را تحت تاثیر قرار می دهد.عدم نگهداری ذهنی عدد،طول،فضا یا مکان و حجم نتیجه این نوع از استدلال است.

رویاها ی کودکان نیز از تفکر آنان تاثیر می پذیرد و شامل سه مرحله است . آنان در ابتدا رویاها را واقعی و مستقل از خود می دانند ، سپس تصورمی کنند که هر چند رویاها در سر انسان قرار دارند ولی در خارج نیز اتفاق افتاده اند و سر انجام ادراکی واقعی از رویا پیدا میکنند و رویاها را خاطرات ، تصورات و افکار خود می دانند یکی از ویژگی های تفکر شهودی کودکان جاندار پنداری است که به ویژه در مورد اشیایی که مبهم اند صدق می کند.

 

 

رشد استقلال

 

کودکان ، همواره نیاز دارند تا احساس محبت و ایمنی داشته باشند و این نیاز به ویژه به هنگام خستگی و بیماری بیشتر می شود . آنان همچنین در مواقعی که تحریک پذیر ، بد رفتار یا مشکل دار شوند ، نیاز بیشتری به توجه واحساس امنیت دارند، یعنی نیازشان به محبت زمانی بیشتر می شود که کمتر دوست داشتنی هستند . عیب جویی و انتقاد ، تمسخر ، توهین و سرزنش ، کودکان را آشفته می کند و متاسفانه برخی از والدین هستند که مدام از کودک خود انتقاد می کنند . کودکان نیاز دارند بفهمند که والدین ،منتقد آنها نیستند وآنان را برای هر آن چه که هستند دوست می دارند و به آنان و فعالیتهایشان علاقه مندند . تمسخر کودک یا مقایسه نا مطلوب آن با خواهران یا برادران یا همکلاسانش ، منجر به ایجاد احساس عدم امنیت و حسادت در آنان می شود .

 

 

حمایت از کودک در برابر اضطراب جدایی

 

برای اینکه کودک به بزرگسالان دیگر نیز اعتماد نماید و با آنان پیوند برقرار سازد ، لازم است تا گاه گاهی جدایی از مادر را تجربه کند . جدایی کودک از والدین به او شانس آشنایی با محیطهای جدید و یادگیری در باره ی آنها را می دهد . باید توجه داشت که جدایی کودک از مادر نباید نا گهانی و برای طولانی مدت باشد بنابراین قبل از جدایی کامل کودک از مادر و قرار گرفتن او در نزد مراقب جدید

 ( معلم ، ...) ، لازم است تا در ابتدا، مادر ، کودک و مراقب برای مدتی کوتاه با هم باشند یا یک بازی سه نفره با هم انجام دهند تا احساس آرامش و لذت بردن در کودک به وجود آید . در چنین مواقعی جدایی مادر از کودک باید همراه با ( خدا حافظی) باشد . نباید تصور کرد که گول زدن کودک ، جدایی مادر از کودک را آسانتر می کند . بلکه بر عکس احتمال آشفتگی کودک در دفعات بعدی را بیشتر می کند و کودک همواره نگران جداشدن از مادر خواهد بود در حالی که اگر مادر خداحافظی کند و کودک به گریه بیافتد ، به زودی گریه اش متوقف می شود . برخی از کودکان بازیچه هایی مانند یک عروسک یا پتو یا ماشین را دارند که در کنار آن احساس ایمنی و آرامش می کنند همراه کردن این بازیچه ها در نزد مراقب جدید بسیار مطلوب است .  (البته در مهد های کودک این موضوع بیشتر شایع می باشد ).

 

خشم در کودکان

 

خشم یک حالت عاطفی موقتی است که در نتیجه ی احساس محرومیت ایجاد می شود و با پرخاشگری که هدفش آسیب رساندن به اشخاص ویا اموال است تفاوت دارد .بسیاری از والدین به هنگام مواجهه با خشم کودکان به تنبیه آنها می پردازند ؛ در حالیکه مشاهده ی خشم ، باید والدین را متوجه نیاز کودک و برآورده کردن آن سازد .

 

روشهای مناسب برای کمک به کودکان در مقابله با خشم از جانب والدین را می توان به این شرح خلاصه نمود :

 

1- کمک به کودکان در داشتن احساس آرامش

 

( وجود پیوند بین والدین وکودک سبب می شود تا آنان کمتر نسبت به یکدیگر خشم بورزند .کودک دارای دلبستگی ایمن ، احساس خوب و سرمشقی آرام دارد ) .

 

2- عدم تزریق خشم به کودک

 

( تغییر در شرایط خشم ، روش مفیدی است و به عنوان مثال ، می توان کودک را به بازی یا تماشای تلویزیون برد ) .

 

3- کشف عامل خشم کودک

 

( باید به دنبال کشف عامل خشم و رفتارهای نا مناسب کودک باشیم ، بد رفتاری و کج خلقی علائمی سطحی و قابل مشاهده اند و علل واقعی وزیر بنایی را باید کشف کرد ) .

 

4- توجه به انزوا و کناره گیری کودک

 

( خشم درونی اغلب سبب کناره گیری کودک می شود ، باید دانست که او در باطن ، آتشی در زیر خاکستر است که باید به آن نقب زد و آنرا شناخت ). نکته مهم این است که از دریچه ی چشم کودک به امور نگاه کنیم . شخصیت کودک ، زمانی که تصور می کند که در نظر دیگران « بد » به نظر می رسد تخریب می شود.

 

5- استفاده از خنده به عنوان بهترین داروی خشم

 

(شوخ طبعی خشم را از بین بین می برد و مانع بروز آشفتگی های بعدی می شود ).

 

6- الگوی مناسب بودن برای نشان دادن خشم

 

( والدینی که به هنگام خشمگین شدن ، فریاد می زنند باید بدانند که این امر افراد خانواده را از هم دور می کند) .

نشان دادن خشم کودکان را می ترساند وآنان را در لاک دفاعی خود فرو می برد و یا تبدیل به افرادی عصبانی می کند . مشخص کردن عامل دلخوری توسط والدین ، به کودکان صداقت و راست گویی را می آموزد.

 

7- کاستن از کمال گرایی

 

( کودکان می فهمند که بزرگسالان هم اشتباه می کنند . و گاهی آنان به اشتباهات خود می خندد و آنرا امری طبیعی تلقی می کنند ) . کودکان نیز باید یاد بگیرند که با اشتباهات خود کنار آیند .

بنابراین خوب است که والدین به جای داشتن توقع کمال گرایی(همه چیزخوب باشد درکودک) و به جای خشمگین شدن هنگام ارتکاب خطا بگویند « خوب ، از این اتفاق چه می آموزیم ؟!)

 

 

منظومه ی خانوادگی

 

وضعیتی که کودک در آن رشد می کند قالبی برای تعیین موضع زندگی وی در آینده خواهد بود .

 

فرزندان اول : غالباخصوصیات محافظه کارانه ای دارند که در پناه آن می توانند از طرفداران انظباط و استبداد گردند این کودکان از جنبه های مختلف از کودکان بعد از خود موفق ترند . از نظر تکلم پیش رس ترند ، مایل به پیشرفتند ، خود را با دیگران هماهنگ می کنند و معیارهای والدین را می پذیریند و اجرا می کنند.کودک اول برای مدتی در مرکز توجه قرار دارد و باور دارد که خیلی توانمند تر و برجسته تر از کودکان دیگر است .

 

فرزندان دوم : همواره با توجه تقسیم شده والدین روبه روست و همتایانی دارد که از او پیشرفته ترند پس همیشه در صدد تلاش برای سبقت گرفتن از کودک بزرگتر است . به نظر می رسد که فرزندان میانی بیشتر از دیگران از زندگی ناراضی اند . و بعضی از رفتارهای والدین با فرزند دیگر موجبات حسادت یا خود کم بینی را درایشان فراهم می کند .

فرزندان آخر : در منظومه ی خانوادگی وضعیت ویژه ای دارد و رفتارشان به مانند تک فرزند است وی هر کسی را توانمند تر و بزرگتر از خود احساس می کند و توقع دارد دیگران مسئولیت امور را به دست بگیرند چنین کودکی احساس کوچکتر بودن وضعیف تر بودن دارد و ممکن است جدی گرفته نشود . احساس خردی و نیاز مندی مداوم به کمک و حمایت دیگران وی را دچار احساس حقارت می کند .

 

در مجموع می توان گفت :

کودک اول: موفق ترین کودک در خانواده است و رفتار آمرانه تری دارد . 

کودک میانی : کمترین توجه را در خانواده به دست می آورد و ممکن است این کمبود را با ایجاد روابط قوی بادوستان و همکلاسان جبران کند.

کودک آخر : کودک اخر نیز غالبا توجهی بیش از حد به دست آورده و لوس و ننر می گردد .

 

ارزش ها ، ویژگی های شخصیتی و رفتار والدین ، تاثیری شگرف در شکل گیری شخصیت کودکان به ویژه در سنین پایین تر دارد.افزون بر شباهتهای میان والدین و فرزندان ، سه عامل مهم در تشویق کودکان برای شبیه شدن به والدین وجود دارد :

 

1- کودکان کم سن و سال ، ناخودآگاه ، از والدین خود تقلید می کنند .

 

( ناخود اگاه بر فرزندان تاثیر می گذارد)

نحوه ارزیابی والدین از خودشان ( رضایت یا نارضایتی از خود )

نحوه برخورد والدین با دیگران ( تحمل دیگران و عدم آن )

نحوه برخورد آنها با جهان پیرامون ( خوش بینی یا بدبینی)

 

کودکان دوست دارند باورها، رفتارها و طرز تلقی های خود را با والدین خود تطبیق دهند . برخی از والدین نسبت به کوچکترین اتفاقی که برای فرزندشان روی می دهد حساس هستند و نگران می شوند . فرزندان آنها نیز به طور طبیعی به هنگام اتخاذ هر گونه تصمیمی ،دچار تشویش و اضطراب می شوند ، زیرا کودکان به شدت از رفتار و شخصیت والدین خود تاثیر می پذیرند . (کودکان شما آینه ی مقابل  شما هستند).

 

2- کودکان بزرگتر ، آگاهانه از والدین خود تقلید می کنند . تحسین کردن ، بروز چنین رفتاری را در کودکان شدت می بخشند .

3- کودکان خانواده های تک فرزند ، اغلب در دنیای بزرگسالان متولد می شوند و رشد می کنند . آنها خواستار خواهر و برادر دیگری هستند  تا بدین طریق فشار والدین بر خود را کاهش دهند ، زیرا در خانواده های تک فرزند ، والدین اغلب چون یک بزرگسال با کودک خود بر خورد می کنند و فرزند آنها نیز احساس می کند که باید مثل بزرگسالان رفتار کند.برای والدین بسیار آسان است که فرزندان خود را تشویق کنند در حالیکه هنوز کودکی بیش نیستند تا مانند بزرگسالان رفتار کنند این کودکان به احساس بلوغ کاذب گرفتار می آیند اما این کمبود ها و نقایص می تواند در آنها نهفته بماند ، ودر نهایت ، فرصت گرانبهای کودک بودن و نا پخته رفتار کردن از این افراد سلب شود .

 

نقطه های قوت تقلید از والدین  ( تقویت سنتهای خانوادگی)

1-تقویت اعتماد به نفس                                    2- برخورداری از روحیه انتقاد پذیری

3-برقراری ارتباط نزدیک و مطلوب با والدین        4-انتقال ارزشها و سنتها ی درست

 

 

خطر های شباهت به والدین

زیر فشار قرار گرفتن از سوی والدین

 

 

 کودکانی که تک فرزند هستند ، به سختی قادرند رفتاری متفاوت از والدین خود داشته باشند لذا سن بلوغ برای این کودکان بسیار درد ناک است . زیرا احساس مستقل بودن در سنین بلوغ تقویت می شود و برای آنها بسیاردشوار است که :

 

علیه رفتار دوران کودکی خود عصیان کنند .

از جلب رضایت والدین و اطاعت از آنها سرپیچی کنند .

در مقابل والدین مقاومت کنند .

شخصیتی داشته باشند که والدینشان را آزرده می سازند .

از والدین خود جدا شوند .

آزادی بیشتری را طالب شوند که والدین حاضر نیستند به آنها اعطا کنند .

 

گاه این کشمکش های روانی به حدی است که کودکان سعی می کنند تا برای جلب رضایت والدین ، رفتارهای دوران بلوغ را به تاخیر بیندازند .والدین باید توجه داشته باشند که فشار وارده برای تقلید از رفتارهای بزرگسالان را بر فرزندشان کاهش دهند .

 

به پیشنهادهایی در این زمینه توجه کنید : 

اگرفرزندتان از شما تقلید کرد او را بیش از حد تحسین نکنید .( آفرین ! تو این کار را مثل ما انجام دادی) .

اگرفرزندتان رفتاری متفاوت از شما داشت به او انتقاد نکنید .( من نمی دانم که تو چطوراز این موسیقی پر هیاهو لذت می بری؟ ) .

اگر فرزندتان دچار اشتباه یا بد رفتاری شد او را ترد نکنید .( اگر به این رفتارت ادامه دهی دیگر دوستت نداریم ) .

هیچ گاه شخصیت فرزندتان را خرد نکنید و او را به رقابتی فرا نخوانید که به شکست او منجر شود .( زود باش ! اگر جرأت داری مرا بزن !) .

کاری نکنید که فرزند شما تصور کند که علاقه ی شما به او منوط به اطاعت او از شماست .( ما دوستت داریم و این علاقه به اینکه از ما اطاعت کنی یا خیر ، ارتباطی ندارد ) .

به استقلال شخصیت فرزندتان احترام بگذارید . ( آفرین ، تو خودت این کار را انجام دادی ) .

به فرزندتان توضیح دهید که اختلاف شخصیت او با شما به دلیل برخی ویژگی هایی است که او دارد وشما فاقد آن هستید .( تو به ما کمک می کنی تا چیزهای تازه ای بیاموزیم ) .

 

  

تک فرزند باید بیاموزد که مسئولیت با قدرت تفاوت دارد ، مشورت با حکمرانی متفاوت است

 

 

 

 

 

 

 مشکلات ناشی از وابستگی شدید به خانواده

محصور شدن بین پدر و مادر

 

حس امنیتی که کودک وابسته به والدین دارد ، در صورت بروز هر نوع ناسازگاری میان والدین می تواند به اضطراب مبدل شود . کودکی که تنها فرزند خانواده است و رابطه ای صمیمانه و ژرف با والدین خود دارد ، به توافق نداشتن والدین خود حساس است و تلاش می کند تا به آن پایان دهد . او خود را بین طرفین دعوا محصور می بیند و فشار زیادی را تحمل می کند .

یکی از والدین ممکن است فرزند خود را در مقابل همسرش قرار دهد :

( اگر می خواهی بدانی چرا پول نداریم از مادرت سوال کن که همه ی پولها را خرج کرده است )

والدین ممکن است فرزند خود را واسطه ای برای حل اختلافات خود سازند :

« می تونی با پدرت (مادرت ) صحبت کنی و کاری کنی که او مرا ببخشد ؟»

طرفداری کودک از یکی از والدین ، به همان اندازه او را از طرف دیگر دور می سازد .

هنگامی که والدین با هم اختلاف دارند ، برای رعایت شرایط روحی فرزند خود باید به مواردی توجه کنند:

1- وقتی با یکدیگر مشاجره می کنید فرزندتان را در این درگیری وارد نکنید :

« اگر تو مرا دوست نداری فرزندم مرا دوست دارد » .

2- هیچگاه فرزنتان را وادار نسازید تا از یک والدین جانبداری کند :

«فرزندم فکر می کنی حق با کیست ؟ »

3- هیچگاه فرزندتان را در مشاجرات خانوادگی خود متهم نکنید :

« ما به خاطر تو باهم دعوا می کنیم »

4- هیچگاه از همسر خود نزد فرزندتان شکایت نکنید :

« مادرت هیچوقت کارها را درست انجام نمی دهد پدرت هیچوقت به قول خودش عمل نمی کند »

5- هیچگاه اشتباهات فرزندتان را با همسرتان مقایسه نکنید :

«تو مثل مادرت بد اخلاق هستی تو مثل پدرت کله شق هستی » .

هیچ یک از پیشنهادهای داده ، بر این اساس نیست که والدین همیشه با هم سازگار باشند زیرا چنین انتظاری واقع بینانه نیست . بروز اختلاف در زندگی زناشویی امری طبیعی است . نکته مهم نحوه مدیریت این اختلاف است به طوری که فرزند احساس خطر ،ناراحتی و فشار نکند و خود را به خاطر دعوای والدین سرزنش نکند. والدین می توانند تاسن 7 سالگی فرزندشان ، ( این سن با توجه به درجه ی بلوغ کودک متفاوت است ) به او بگویند : ( تو باید بدانی که همه ی پدر و مادر ها گاهی با هم مشاجره می کنند . چون تو خیلی به ما نزدیک هستی ممکن است حس کنی که ما با هم اختلاف داریم . مواقعی که با هم دعوا می کنیم در مشاجره ی ما دخالت نکن و بگذار خودمان مشکل خود را حل کنیم . پس از حل مشکل از ما سوال بپرس و ما صادقانه پاسخ گو هستیم . و در باره ی موضوع مشاجره به تو توضیح خواهیم داد ، زیرا تو عضوی از این خانواده هستی و نیازداری که از علل مشاجرات خانوادگی ما آگاه شوی ) .

 

نکته :

درارتباط با تربیت کودک تعدادی از والدین اظهار می دارند: ( فرزند ما حالا کوچک است و رعایت یک سری مسائل فعلا زود است ) . در پاسخ به این عزیزان باید گفت والدینی به مراکز مشاوره مراجعه می کنند که ازبرخی رفتارهای فرزند خود شاکی هستند وبه عنوان نمونه می گویند فرزند ما پانزده سال دارد وموی سر خود را با فلان مدل کوتاه می کند که اصلا برای ما پسندیده نیست و همچنین به نصایح ما توجه ندارد.برای حل این مشکل چه باید کرد؟ راه کارهای  والدین هر چه که باشند در این زمان کمترین میزان اثر  را خواهند داشت زیرا شالوده ی نگرش و رفتار فرد در دوران کودکی پی ریزی می شود.

پدر و مادر گرامی برای  اینکه در سالهای آینده با چنین مشکلی روبه رو نشویم می بایست در دوران کودکی ساخت شناختی کودک را به شیوه ای صحیح پی ریزی کنیم . که همین امر برای کودک یادگیری پنهانی به وجود می آورد که درآینده به شما کمک خواهد کرد که فرزندتان را بهتر هدایت کنید . مثلا: «وقتی که با فرزندتان در فضای سبز یا بوستانی قرار دارید و شخصی زباله ای روی زمین انداخت فورا با فرزند خود درباره ی این کار ناپسند گفتگو کنید و نگرش او را شکل بدهید یا زمانی که کودک همراه والدین خود در اتومبیل نشسته و خودروبه مسیری شیب دار و یخ زده میرسد که حرکت خودرو را دچار مشکل میکند اگروالدین در اینجا راه کار مناسب ارائه کنند مثلا بستن زنجیر چرخ این امر به صورت پنهانی در ذهن کودک نقش می بنند ( یادگیری پنهان ) تا زمانی که خودش در همین شرایط قرار گیرد و راه کار والدین را استفاده کند ».

علت نافرمانی کودکان

دلایل اصلی نافرمانی و پرخاشگری در کودکان

دلایل اصلی نافرمانی و پرخاشگری در کودکان

در خانواده هایی که کودکان نافرمانی, پرخاشگری و رفتار مقابله جویانه بروز می دهند, مشخص شده که والدین هیچ توجه, تشویق و پاداشی برای رفتار خوب فرزند خود قائل نمی شوند بنابراین کودک هم هیچ دلیلی برای ارائه رفتار خوب ندارد

۱) عدم تشویق رفتارهای مناسب کودک:

در خانواده هایی که کودکان نافرمانی، پرخاشگری و رفتار مقابله جویانه بروز می دهند، مشخص شده که والدین هیچ توجه، تشویق و پاداشی برای رفتار خوب فرزند خود قائل نمی شوند. بنابراین کودک هم هیچ دلیلی برای ارائه رفتار خوب ندارد. زیرا می داند که پدر و مادر پاسخی به این رفتار وی ندارد. در عوض والدین به رفتار نادرست و نامناسب وی با عصبانیت و خشونت پاسخ می دهند. بنابراین کودک هم برای جلب توجه آنها، حتی توجه منفی، شروع به نافرمانی و پرخاشگری می کند.

۲) عدم تنبیه مناسب برای رفتارهای بد کودک:

در بعضی خانواده ها با مشکلات بسیار، بسیاری از والدین نمی توانند شیوه مناسبی برای تنبیه فرزند خود اتخاذ نمایند و کودکان در این قبیل خانواده ها در قبال رفتار صحیح و مناسب خود تشویق نمی شوند و همچنین به خاطر رفتار نادرستشان تنبیه مناسب دریافت نمی کنند. سرانجام این پرخاشگری، نافرمانی و رفتارهای مقابله ای در اثر مرور زمان به بخشی از شخصیت آینده کودک تبدیل می شوند. بعضی از والدین به فرزند خود اجازه هرگونه رفتار نامناسبی را می دهند و ناگهان آنها را به شدت تنبیه می کنند. چنین رفتار بی ثباتی از سوی والدین باعث می شود که کودک هنگام بلوغ و در بزرگسالی به انجام رفتارهای ضداجتماعی شدید تر و خطرناکتری دست بزند.

۳) استفاده بیش از حد از تنبیه:

استفاده زیاد از تنبیه، روشی است که به جای حل مشکلات، سبب افزایش آنها می شود. والدین که بیش از حد از تنبیه برای کنترل فرزند نافرمان خود استفاده می کنند، اعتقاد دارند که تنبیه هیچ اثری ندارد و کاملا هم درست می گویند. این کودکان نسبت به تنبیه مصونیت پیدا می کنند، زیرا هیچ راهی برای فرار از این برخورد ندارند، استفاده زیاد از تنبیه به کودک می آموزد که برای فرار از مجازات به خاطر رفتار ناهنجارش، دروغ بگوید. در خانواده هایی که شیوه اصلی تربیت کودک، تنبیه افراطی است، کودک احساس ترس از والدین می کند و از آنها دوری می نماید. تنبیه اگرچه باعث توقف رفتار نامناسب امروز می شود اما سبب تغییر رفتار کودک در روزهای بعد نمی گردد و انگیزه کودک برای بروز رفتار نامناسب را به هیچ وجه از بین نمی برد.

۴) ناهماهنگی در پیگیری یک روش تربیتی:

بعضی والدین دائما در حال شروع، توقف و تغییر برنامه های تربیتی کودک خود هستند. این ناهماهنگی در برنامه ها به مرور باعث وخیم ترشدن مشکلات رفتاری کودک می گردد. اگر قوانین خانه، هماهنگ و ثابت نباشد، کودک متوجه می شود که گاهی اوقات می تواند قوانین را زیرپا بگذارد. به عبارت دیگر، عدم فرمانبری وی گاهگاهی تقویت می شوند و رفتارهایی که تقویت یا تشویق نامرتب دریافت می کنند، سرانجام نسبت به هرگونه تغییری مقاومت خواهند کرد. هر زمان که تصمیم بگیرید، قواعد و تشویق ها و جریمه هایی را که در خانه مشخص کرده اید، نادیده بگیرید، در حقیقت برخی از رفتارهای مقابله جویانه کودک خود را تقویت کرده اید.

۵) سرشت کودک:

کودکان با سرشت های متفاوت به دنیا می آیند. بعضی از آنها تغییرپذیر، منعطف، همکار و مهربان متولد می شوند و بعضی دیگر پرخاشگر، پرتوقع، ناسازگار و انعطاف ناپذیر، سرشت فرزند شما نقش مهمی در چگونگی رفتار وی یا اطاعت او از قوانین شما خواهد داشت. اگر فرزند شما دارای سرشت ناسازگار و مشکل است سعی کنید توانایی ها و هرگونه تلاش وی برای همراهی با شما را تشویق کنید و باید به خاطر داشته باشید که هر کودکی حتی یک کودک مشکل ساز، یک انسان با افکار، علائق، عقاید و احساسات خاصی است که احتیاج به حمایت و توجه والدین خود دارد. کودکان نسبت به فشارهای روانی شدیدا آسیب پذیر هستند. اگرچه خود آنها این موضوع را قبول ندارند. نکات استرس آور برای کودکان عبارتند از: داد و فریاد در خانه، سپری کردن ساعت های طولانی در مدرسه، مشاجره دائمی با خواهر و برادر، نداشتن اوقات فراغت خوش و سرگرم کننده در کنار والدین، تکالیف آموزشی فراوان و از همه ساده تر گرسنگی و خستگی. کودکان تحت چنین شرایطی تحریک پذیر و ناسازگار می شوند. با پیدا کردن نکات استرس آور در زندگی فرزند و کاستن یا از بین بردن آنها، تدریجا پیشرفتی در خلق و روحیه و تمایل وی به همکاری و اطاعت از قوانین خانه حاصل خواهد شد.

۶) فشار روانی (استرس) بر والدین:

فشار روانی بر والدین نیز می تواند به طور غیرمستقیم در تداوم یافتن مشکلات رفتاری فرزندتان نقش داشته باشد. هنگامی که دچار فشار روحی شدید می شوید، نمی توانید برنامه تربیتی موردنظر خود را پیگیری کنید و در نتیجه گاهگاهی رفتار نامناسب کودک خود را تقویت خواهید کرد، که این روش باعث پایدار شدن رفتارهای مقابله جویانه کودک خواهد شد.

۷) نگرش های غیرمنطقی و توانایی ضعیف کودک در حل مشکلات:

تمام کودکان مقابله جو، پرخاشگر و نافرمان، نگرش های غیرمنطقی دارند و نمی توانند مشکلات را حل کنند. این خصوصیات فردی و ناتوانی در حل مشکلات روزمره، خود را به شکل کم تحمل بودن در مقابل ناکامی، پرتوقعی، پرخاشگری، از کوره در رفتن، انجام رفتارهای تکانشی (بدون فکر)، ناتوانی در مهارت های کلامی و لجبازی نشان می دهند. این علائم، بازتابی از تلاش های کودک برای مقابله با ناکامی و حل کردن مشکلات هستند.

۸) تشویق رفتارهای نامناسب:

بسیاری از والدین ناآگاهانه کاری می کنند یا حرفی می زنند که باعث تشویق رفتار نامناسب فرزند خود می گردد. برای مثال گاهی اوقات والدین به نافرمانی کودک می خندند یا هنگام صحبت با دیگران، ناگهان حرف خود را قطع می کنند تا به سخنان فرزند خود که مرتب باعث توقف صحبت آنها با دیگران می شوند توجه نمایند. در مواردی دیگر والدین به قشقرق های کودک با یک بوسه یا بغل کردن وی پاسخ می دهند و یا هنگامی که کودک در فروشگاه شروع به گریه و زاری می کند برای او شکلات یا خوراکی می خرند. در تمامی این موارد، خنده والدین، توجه و پاداش ها باعث تقویت رفتارهای نامناسب کودک می شود. همچنین مواقعی که والدین به واسطه گریه و زاری یا اعتراض کودک، دست از خواسته خود برمی دارند، نافرمانی کودک تقویت خواهد شد. در این صورت کودک یاد می گیرد که اگر مقاومت یا اعتراض کافی کند، می تواند به خواسته خود برسد.

نویسنده : صدیقه منوچهری